
توی گروه دانشگاه با استاد بحث سر اموزش ساختمان داده در پایتون بود مخالف بودم به عنوان کسی که حدود دو ساله حرفه ای پایتون کد میزنم حتی با شیوه ساختمان داده درس دادنش توی جاوا هم مخالف بودم و بالاخره بعد دو سال تونستم بهش بگم دانشگاه قبلی ساختمان رو تو سی پلاس پلاس خونده بودیم و استادش هم عالی بود هم رسمون رو کشیده ب...
ادامه مطلب
همه چی به جهنم به جهنم که این استخون ترکوندن ما از صرقه سری یه مشت احمق تَکرار کننده اس فقط بابام جون سالم درببره از این وضع.... فقط سکته نکنه... کاش حداقل یه جو یه ذره ادم بودن...کاش انقد پر رو و بی چشم و رو نبودن که حیات سیاسی خودشون رو به حیات مملکت گره بزنن... ما میدونیم شماها از اول هم هدفتون براندازی بود ولی دیگه انقد گربه صفت نباشید که جارش بزنید...لجن های بنفش ...
ادامه مطلب
سال 96 رو با چالش میزان تقید به تفکراتم اغاز کردم!! هیچ وقت نفهمیدم چرا ما ادمها حاضر نیستیم قبول کنیم وقتی یکی نمیخوادمون یعنی نمیخوادمون چرا برای بدست اوردن و داشتن کسی که کوچکترین ارزشی برامون قائل نیس خودمونو به خفت و خواری میندازیم! هیچ وقت این مدل علاقه های ملت رو درک نکردم خب نمیخوادت! چرا بر...
ادامه مطلب
یه ضرب المثلی هس نمیدونم همه جاییه یا فقط جز ضرب المثلهای مادرمنه! میگه : فلانی علی ِ در و عمرِ خونه اس! معنیش هم اینه که بیرون از خونه خیلی خوش رفتاره و همه قبولش دارن و... ولی تو خونه به سختی میشه تحملش کرد!از اون ادم خوبه انگار خبری نیس! اینو گفتم که بگم اکثریت ما ادما یه علی در و یه عمر خونه داریم.گاهی هم برعکس میشه! علی خونه و عمر در! تو هر دو حالت هم یه عده از دستمون میرنجن و ناراحت میشنولی چرا؟ ما اگه واقعا میتونیم اخلاق خوب داشته باشیم و مدارا کنیم.افراد خونمون چه فرقی با غریبه ها دارن!؟ چطور میتونیم برا غریبه ها لبخند بزنیم و خوب رفتار کنیم و خوش اخلاق باشیم ولی برا خانوادمون!پدر مادر همسر فرزند خواهر برادر !نمیتونیم اینجوری باشیم!؟مگه این بندگاه خدا چه گناهی کردن که باید مدام اخم ...
ادامه مطلب
از عصری همه رفتن و فقط ما دوتا موندیم! رفتیم مسجد نماز و برگشتیم و هرکدوم سروقت کار خودمون قشنگ احساس میکردم تنهایی خرخره ی خونه و ما رو گرفته و فشار میده که! همین الان دایی و خانواده ش سر رسیدن! عمیقا دلم برا نوید و حسین تنگ شده بود! لبخند :) پنج شنبه هشت مهر 95 ساعت 23:10...
ادامه مطلب