دلم میخواد بیام عین ترم قبل از خاطرات کلاسای حل تمرینم تعریف کنم
ولی وقتی میرسم خونه خسته تر از اونیم که نای تایپ کردن داشته باشم
همچین به نفعم هم نیس که تو خونه هم سرم تو لپ تاپ باشه
همه چی هم عین قبله
فقط انگار من یه تیکه ای رو تو یه اتاقی جا گذاشتم
تصور نمیکردم #لبخند کسی انقد محکم تا اعماق ذهنم نفوذ کنه!
یعنی در کل اصلا هیچ وقت صورت ادما رو نمیدیدم که بخوام لبخندشونو ببینم :|
ولی هرچقدر هم که اون لبخند قشنگ بوده باشه
قطعا صاحبش جایی تو مردگی من نداره!
Shift+delشد!
+
تفریح این روزام شده دیدن مناظره ها
دیدن مناطره و تحلیلای بعدش بهم حس زنده بودن میداد!
استاد پ (ب شوخی) میگه کدومشون ۲۵۰ تومن یارانه میدن به همون رای بدیم؟
بچه ها همهمه میکنن من میخندم
بعد میگه نچ ۲۵۰ تومن فایده نداره اگه نفری یه تومن میدادن خوب بود دیگه نه من میومدم دانشگاه نه شما!
بازم میخندم
میگه میخندین چرا!
میگم استاد اونی که گل رو زده فقط #میخنده ما که دستمون به جایی بند نیس #مجبوریم بخندیم!
میگه راست میگی واقعا...
و این بحث سر جلسه میانترم ریاضی مهندسی رخ داد
و ما ادراک ریاضی مهندسی!!!
برچسب:
نویسنده: آدرین قاسمی