خرید بک لینک

بالاخره امروز مدارکمون رو تحویل دادیم به مسئولش!

ان شاالله اگه زنده باشیم 5 اسفند حرکته...

یعنی میشه برم و ادم وار برگردم؟ یا میشه برم و اصلا برنگردم؟

باورم نمیشه...

+

دیروز با وجود اینکه هزار دفعه قبلا بحثش رو کرده بودیم!

بابا اومد شرکت و به مهندس ف گفت که ساعت کاریم رو تغییر بده که رفت و امدم همراهشون باشه! (هرروز صبح و ظهر از مسیر شرکت رد میشن)

چرا نمیخواد قبول کنه من اون بچه بی زبون ساده ی 17-18 ساله که پنج سال پیش از این شهر رفت نیستم؟

+

این روزا خیلی بد میگذرن

همش خستگی و کلافگیه

جدیدا غدد اشکیمم زیاد فعال شدن

از من بعید بود این یه قلم!

شدم مصداق "هر دم از این باغ بری میرسد! تازه تر از تازه تری میرسید..."

برچسب: نویسنده: آدرین قاسمی تاريخ: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت: 15:08

صفحه بندی