
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ ) خرداد ۱۳۹۶ ( ۸ ) ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ ) فروردين ۱۳۹۶ ( ۳ ) اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ ) بهمن ۱۳۹۵ ( ۷ ) دی ۱۳۹۵ ( ۴ ) آذر ۱۳۹۵ ( ۱۲ ) آبان ۱۳۹۵ ( ۱۶ ) مهر ۱۳۹۵ ( ۱۳ ) شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۷ ) مرداد ۱۳۹۵ ( ۲۱ ) تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ ) خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ ) ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۷ ) فروردين ۱۳۹۵ ( ۴ ) اسفند ۱۳۹۴ ( ۴ ) بهمن ۱۳۹۴ ( ۲ ) ...
ادامه مطلب
ترمی که با استاد س و استاد الف درس نداشته باشم! اصلا ترم نیس! دلم تنگ میشه براشون! برای اذیت کردن استاد س به خصوص!! استاد الف هم که سرور ماست منِ معدل فلان!الان با یه مشروطی هیچ فرقی ندارم! چون مدیر گروه باشعور و عزیزمون انقد قشنگ برنامه ریزی کرده که هردرسی میخوام بردارم با یه درس دیگه تداخل داره! الان فقط 15 واحد تخصصی دارم:| با این وضع تا صد سال دیگه یه لیسانس میگیرم :دی :| هه استاد الف برام عین استاد چ از دانشگاه قبلیمه خیلی اون استادمو دوست داشتم با اینکه سخت ترین درسا رو باهاش داشتم و سخت ترین امتحانا رو ازمون میگرفت.دلم برا اونم تنگ شده بیشتر از همه دلم برا فاطی بی معرفت تنگ شده متاهل شد ما رو یادش رفت ب کل خخخ مضحکه تو دانشگاه جدید یه عالمه ادم میشناسم و میشناسنم و مثلا دوستیم ولی د...
ادامه مطلب
سلام دو بار نوشتم و پاک کردم و فلسفه چیدم و کلمه ردیف کردم و جمله ساختم و تاسف خوردم اما بی خیال همه ی اینها یه جور ناجوری حال دلم خرابه.... امان از نبایدها و نبودنها و نشدن ها و نطلبیدنها... مثل آن مرداب غمگینیکه نیلوفر نداشت حال من بد بود. اماهیچ کس باور نداشت خوب می دانمکه تنهایی مرا دق می دهد عشق هم در چنته اشچیزی از این بهتر نداشت... قیصر امین پور...
ادامه مطلب
به احتمال زیاد بابا برای اربعین میره کربلا! با عمو احمد و دایی علی! خب منم میخوام برم! یعنی چی اصلا هی تنها تنها میره :/ حالا میگیم قبول مامان پا درده پیاده روی نمیتونه بکنه! من و ریحانه خو سالمیم! قشنگ معلومه الان دارم نق میزنم! احساس میکنم شدم شبیه این دختر بچه های 5 ساله که هی دست مامانشونو میکشن و پا زمین میزنن و میگن براشون عروسک بخره! منم میخوام برم خب... میدونم اخرش تنهایی میره... + این حصار کشیدن و تو پیله رفتنه اقتضای بیست و سه چهارسالگیه یا من اینطوری فکر می کنم...؟...
ادامه مطلب