
بهت نگاه میکنم و بی خیال تموم فکرای منفی ذهنم میشم :) یک ماهگیت مبارک زیباترین بهانه❤...
ادامه مطلب
هر ادمی یه روزی میاد یه روزی هم میره بعضی رفتنا دلیل داره بعضیاشم بی دلیله رفتن من دلیل داشت هرچیزی رو تحمل کردم توهین...دروغ...تخریب ...تحقیر...نگاه از بالا... ولی بی معرفتی تحمل کردن نداره جایی کم نزاشتم ک حقم بی معرفتی باشه خدانگهدارت...
ادامه مطلب
با هرکسی باید همونجور که لایقشه برخورد کرد بعضیا رو زیادی تحویل بگیری توهم شاخ بودن میزنن پ ن عنوان بی ربط چنان غبار مرا روزگار داد به بادکه بر زمین ننشیند هزار سال دگر ......
ادامه مطلب
با اینکه سابقه من تو بیمارستانی شدن خیلی سیاهه ولی امشب اولین باریه که شب تو بیمارستان میخوابم و مهم تر اینکه اینبار من مریض نیستم... همین که اتفاق بدی براش نیفتاده خداروشکر میشد که خیلی بدتر از اینا بشه... خدایاشکرت...
ادامه مطلب
یه نقطه ای از زندگی هم هست قاعده اش اینه که سرشار از انرژی ، خوشحالی، انگیزه و ذوق باشی ولی!! فقط دلت میخواد بخوابی که نفهمی زمان چجور میگذره عنوان از سعدی گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید...
ادامه مطلب
امشب رو می سپارم به خودت هرچی صلاح خودته خدا من بنده ی توام تو میشناسی این بنده ت رو مطمئنم بد برام نمیخوای مطمئنم راه درست رو نشونم میدی مطمئنم تو نخوای همه دنیا هم جلوم صف بکشه حریف نمیشه توکلت علی الله یا انیس من لا انیس له یا رفیق من لا رفیق له یا حبیب من لا حبیب له ...
ادامه مطلب
بابام اومده خونه میگه تولد تو و ترکوندن مجلس و حرم امام تو یه روز شد! سایه جنگ از سرمون برداشته شد... علی برکت الله... جا داره یادی کنیم از کشتار خرداد سال 60... راستی! چهارشنبه تون هنوزم سفیده؟؟ قرمز نشد احیانا؟؟ میگم دنیای گفتمان بود که! نظرتون چیه برید با دوستان گفتمان کنید سری بعد نرن سراغ مترو و جاهای شلوغ تر؟ یکی صدای اون ربنای شجریانو هم زیاد کنه لطفا! + سلام بیست و چهارسالگی... ...
ادامه مطلب
کاش میشد بین این همه سیاهی فقط ی اتفاق خوب میوفتاد به جایی برنمیخوره با یه اتفاق خوب ولی حداقل ادم امیدوار میشه که صداشو میشنوی... صبح یعنی وسط قصه ی تردید شما کسی از در برسد نور تعارف بکند... حلول ماه رمضان مبارک... پ ن عنوان از فروغ فرخزاد ...
ادامه مطلب
اسمتو میذارم اتفاق خوب همین که شدی امید برا ادامه دادنش خوبه :) پاقدمت خوبه:) + عنوان : خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی!که بی قرار نباشد؛که بی قرار شوی.... #سیدمحمد_حسینی ...
ادامه مطلب
خدایا این مصیبت جدید رو چطوری تحمل کنم......
ادامه مطلب
خب طبق معمول الان باید بگم داره عید میشه وعیدتون مبارک جلوجلو فصل داره تغییر میکنه و همچی دوباره قشنگ میشه و... ولی من ادم گفتن این چیزا نیستم قبلا هم اینجا گفتم که تغییر فصل به تنهایی برام ارزشمند نیست این تغییر فصل وقتی ارزش پیدا میکنه که ادم خودش هم تغییر کنه یه تغییر درست!خوب! این چند وقته با و...
ادامه مطلب
میخوام یه اعترافی بکنم من موقع رفتن اصلا به بعدش فکر نکردم یعنی انقد به این رفتنه محتاج بودم که بعدش رو اصلا نمیدیدم!چه برسه به اینکه بهش فکر کنم! قبلش با خودم میگفتم یعنی میشه منم اروم بشم وقتی رفتم اونجا و اون اررامش محض بهم تزریق شد فقط نفس کشیدم اصلا یادم رفت قراره برگردم تا روزای اخر باز نگران شدم تازه یادم اومد که ای اقا! برگشتی هم هس! هی با خودم میگفتم یعنی این ارامشه میمونه برام!؟ یا وقتی برگردم باز همون اش و همون کاسه! الان نزدیک یه هفته اس که برگشتم درسته تو این یه هفته خیلی شلوغ بودم و اصلا وقت فکر کردن به خودمو نداشتم ولی میفهمم که اون ارامشه برام موند حداقل تا الان مونده درسته همون مشکلات هس درسته هنوزم باید برای زندگی جنگید ولی الان ته دلم ارومه ته دلم مطمئنم بی جوابم نمیذارن ت...
ادامه مطلب
یه جوری دلم گرفته یه جوری دلم میخواد فقط گریه کنم یه جوری داغونم که تا حالا اصلا این جوری نبودم انگار اوار شدم روی زندگی اوار شدنی بدتر از اوار شدن پلاسکو... دمِ آخر وصیتی دارمای علی جان به خاطرت بسپارنیمه شبها حسینِ دلبندمبا لب تشنه می شود بیداربارِ سنگین این وصیت رااز سرِ شانه های من بردارقبل خوابیدنش عزیز دلمظرف آبی برای او بگذارگریه کردم ز غربتش دیشبتا سحر سوختم برای حسینبا همین دست ناتوان امروزپیرهن دوختم برای حسینکفنش را به زینبم دادمحرف های نگفته را گفتمچند ساعت برای دختر خودفقط از رنج کربلا گفتمگفتمش میوه ی دلم زینبکربلا باش یار و یاور اوظهر روز دهم به نیتِ منبوسه ای زن به زیر حنجر او وقت افتادنش به روی زمینچشم خود را ببند مثل خداصبر کن دختر عقیله ی منقهرمان بزرگ کرب و بلا وحید قاس...
ادامه مطلب
هنوزم باورم نمیشه فردا راهیم! یا اباعبدالله حسین... از غم و هجر حرم پیر شدم میدانی... عشق من گنبد سقاست مراهم دریاب... حلال کنید ان شاالله نایب الزیاره دوستان بیانی هم هستم پ ن عنوان از سعید بیابانکی...
ادامه مطلب
درد و دل می کردیم اولین بار بود برای کسی جز فاطمه درد و دل میکردم از بس که نیس و نیستم و هوا خفه کننده بود برام دل دادم به مهر این دوتا دوست 4 سال کوچکتر... و چقد احساس غربت کردم و یادم اومد به درس اول دینی اول دبیرستان زمان ما که حرف از درد متعالی زده بود یادم اومد خیلی وقته که دیگه بین ادمای جامعه کسی درد متعالی نداره دغدغه ها و افکار من از نظرشون احمقانه بود میگفت من نه هاشمی برام مهمه نه هیچ کسی دیگه ولی برا اینکه جایی کارم راه بیفته تیپ حزب الهی زدم و چادرو کشیدم تو صورتم نشستم جلوی اون خانم فوق حزب الهی یه جمله گفتم اقامون خیلی مظلومه و ادای گریه کردن دراوردم خانومه باورش شد زد زیر گریه و کار منم راه افتاد از کی اینجوری شدیم ما؟ از کی انقد دو رو شدیم چرا انقد به جماعت منافق شبیه شدیم....
ادامه مطلب
میگه اصلا شده تا حالا احساس خوشحالی و خوشبختی کنی؟ بی فکر میگم اره!اون روزی که برا همیشه از اون دانشکده نفرین شده اومدم بیرون خوشبخت ترین ادم بودم! با اینکه همه ناراحت بودن!با اینکه 3 سال از زندگی عقب افتادم!با اینکه تاثیرمنفی شدیدی روی زندگی الانم داشته! ولی من راضی بودم و هستم! میگه انقد سخت نگیر انقد همه چیو جدی نگیر بذار هرکی هرچی میخواد بگه هرجوری میخواد بشه!تو بی خیال باش اروم باش میگم یه عمره اینجوریم ...یه عمره بیخ گلوی خودمو فشار دادم...سخته یه دفعه بی خیال بشم... میگه دلم میخواد همیشه بخندی خوشحال باشی... لبخند میزنم...حرفی ندارم برا گفتن + جدیدا درک متفاوتی از محبت کردن و محبت دیدن پیدا کردم از ادم هایی که توقع ندارم محبت میبینم به ادم هایی که توقع ندارن محبت می کنم بذار یه اعت...
ادامه مطلب
صدای تبل تو گوشم میپیچه مداح میخونه ناخوداگاه اشکم میریزه... اخ که چقدر این روزها درد داره... اخ که چقدر دلم تنگ شده بود واسه این روزها... آمد محـرم و همه لات های شهـــــر توبه کنان به مجلس روضه رسیده اند کاش بفهمیم این روزها رو... خدایا به ابروی امام حسین (علیه السلام) هممون رو عاقبت بخیر کن... ...
ادامه مطلب
فکر میکردم ادمی که هیچ وقت تیکه ها و طعنه های بعضیا رو به روی خودش نمیاره! اینا رو متوجه نمیشه فکر میکردم خیلی خیلی خوش بینه که همه ی اون حرفهای سخت رو خوب میبینه! فکر میکردم این خوش بینیه مفرطشه که باعث میشه بعضی از ادم ها رو زیادی خوب ببینه! ولی فهمیدم خیلی ساده بودم! فهمیدم این رفتار فقط در مقابل کسایی اتفاق میفته که اون ادم دیوانه وار قبولشون داره و دوستشون داره! کافیه طرف رو قبول نداشته باشه!یا اینکه اون ادم مربوط بشه به ادمهایی که دوستشون نداره! چنانی حرفها و حتی کوچیکترین حرکات رو تفسیر میکنه که اصلا در ذهن نمیگنجه!! اینجور ادمها رو نه میتونم درک...
ادامه مطلب
تقریبا سه چهار ساله اگه اشتباه نکنم! هفته ی دفاع مقدس که میشه تیپ 18 الغدیر یزد تو حاشیه ی پارک کوهستان برنامه میذاره امسال هم این برنامه پابرجا بود و یه تفاوت اساسی با سالهای قبل داشت! تا حالا اردوگاه شهید مسعودی اهواز رو دیدید؟ تو اون اردوگاه امسال ک ما رفته بودیم برنامه ی خیلی جالبی داشتن. به این صورت که صحنه هایی از جنگ و وفات حضرت زهرا رو ساخته بودن و راوی به صورت داستانی وقایع رو تعریف میکرد و بازیگرانی هم حضور داشتن داسان از این قرار بود که چند تا دانشجو توی دانشگاه سر انقلاب بحثشون میشه و کرسی ازاداندیشی میذارن دانشجوی چپی موقعی میخواست بره برا ...
ادامه مطلب