دل خوشی های کوچک

متن مرتبط با «به چشم خود دیدم که جانم می رود» در سایت دل خوشی های کوچک نوشته شده است

بهانه

  • نیلوبلاگ

    بهت نگاه میکنم و بی خیال تموم فکرای منفی ذهنم میشم :) یک ماهگیت مبارک زیباترین بهانه❤...

    ادامه مطلب
  • خطاب به ...

  • نیلوبلاگ

    هر ادمی یه روزی میاد یه روزی هم میره بعضی رفتنا دلیل داره بعضیاشم بی دلیله رفتن من دلیل داشت هرچیزی رو تحمل کردم توهین...دروغ...تخریب ...تحقیر...نگاه از بالا... ولی بی معرفتی تحمل کردن نداره جایی کم نزاشتم ک حقم بی معرفتی باشه خدانگهدارت...

    ادامه مطلب
  • چنان غبار مرا روزگار داد به باد .

  • نیلوبلاگ

    با هرکسی باید همونجور که لایقشه برخورد کرد بعضیا رو زیادی تحویل بگیری توهم شاخ بودن میزنن پ ن عنوان بی ربط چنان غبار مرا روزگار داد به بادکه بر زمین ننشیند هزار سال دگر ......

    ادامه مطلب
  • اولین تجربه

  • نیلوبلاگ

    با اینکه سابقه من تو بیمارستانی شدن خیلی سیاهه ولی امشب اولین باریه که شب تو بیمارستان میخوابم و مهم تر اینکه اینبار من مریض نیستم... همین که اتفاق بدی براش نیفتاده خداروشکر میشد که خیلی بدتر از اینا بشه... خدایاشکرت...

    ادامه مطلب
  • گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی...

  • نیلوبلاگ

    یه نقطه ای از زندگی هم هست قاعده اش اینه که سرشار از انرژی ، خوشحالی، انگیزه و ذوق باشی ولی!! فقط دلت میخواد بخوابی که نفهمی زمان چجور میگذره عنوان از سعدی گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید...

    ادامه مطلب
  • دلــم گویی چو موج از خود گریزان است.

  • نیلوبلاگ

    هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت این روزا رو یادم نمیره برا من درده درد خالص امان از این روزا امان از زندگی نمیگذرم از کسایی ک باعث این دردن......

    ادامه مطلب
  • الهی به امید تو

  • نیلوبلاگ

    امشب رو می سپارم به خودت هرچی صلاح خودته خدا من بنده ی توام تو میشناسی این بنده ت رو مطمئنم بد برام نمیخوای مطمئنم راه درست رو نشونم میدی مطمئنم تو نخوای همه دنیا هم جلوم صف بکشه حریف نمیشه توکلت علی الله یا انیس من لا انیس له یا رفیق من لا رفیق له یا حبیب من لا حبیب له ...

    ادامه مطلب
  • ما به خرداد پرحادثه عادت دیرینه داریم....

  • نیلوبلاگ

    بابام اومده خونه میگه تولد تو و ترکوندن مجلس و حرم امام تو یه روز شد! سایه جنگ از سرمون برداشته شد... علی برکت الله... جا داره یادی کنیم از کشتار خرداد سال 60... راستی! چهارشنبه تون هنوزم سفیده؟؟ قرمز نشد احیانا؟؟ میگم دنیای گفتمان بود که! نظرتون چیه برید با دوستان گفتمان کنید سری بعد نرن سراغ مترو و جاهای شلوغ تر؟ یکی صدای اون ربنای شجریانو هم زیاد کنه لطفا! + سلام بیست و چهارسالگی... ...

    ادامه مطلب
  • . ای کاش که آدمها دلتنگ نمی مردند.

  • نیلوبلاگ

    کاش میشد بین این همه سیاهی فقط ی اتفاق خوب میوفتاد به جایی برنمیخوره با یه اتفاق خوب ولی حداقل ادم امیدوار میشه که صداشو میشنوی... صبح یعنی وسط قصه ی تردید شما کسی از در برسد نور تعارف بکند... حلول ماه رمضان مبارک... پ ن عنوان از فروغ فرخزاد ...

    ادامه مطلب
  • خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی!

  • نیلوبلاگ

    اسمتو میذارم اتفاق خوب همین که شدی امید برا ادامه دادنش خوبه :) پاقدمت خوبه:) + عنوان : خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی!که بی قرار نباشد؛که بی قرار شوی.... #سیدمحمد_حسینی ...

    ادامه مطلب
  • دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا...

  • نیلوبلاگ

    خدایا این مصیبت جدید رو چطوری تحمل کنم......

    ادامه مطلب
  • از دل برود...

  • نیلوبلاگ

    شاعر می فرماید از دل برود هرانکه از دیده برفت... بله اینجوریاس... خیلی بی معرفتی ... خیلی......

    ادامه مطلب
  • عجب رسمیه..

  • نیلوبلاگ

    هینجوری پیش بره اخرش از پا درمیام... از غصه خودمم ک از پا درنیام غصه ی تو ناک اوتم میکنه... + اقاجانم ولادتون مبارک......

    ادامه مطلب
  • من خنده زنم بر دل، دل خنده زند بر من اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه

  • نیلوبلاگ

    خب طبق معمول الان باید بگم داره عید میشه وعیدتون مبارک جلوجلو فصل داره تغییر میکنه و همچی دوباره قشنگ میشه و... ولی من ادم گفتن این چیزا نیستم قبلا هم اینجا گفتم که تغییر فصل به تنهایی برام ارزشمند نیست این تغییر فصل وقتی ارزش پیدا میکنه که ادم خودش هم تغییر کنه یه تغییر درست!خوب! این چند وقته با و...

    ادامه مطلب
  • همینجوری...

  • نیلوبلاگ

    ای صبح من بدون تو از شب سیاه تر! این صبح را چگونه بدون تو شب کنم؟ محمد مهدی سیار + همه به ما گیر میدن هیشکی نیس به خودشون گیر بده موندم چطو میخوان واب دل شسکتن هاشون رو بدن... + بعدا نوشت به نظر میاد امارگیر بیان قاطی کرده باشه البته شایدم یکی دو نفر کل ارشیو اینجا رو امروز خوندن ک امارگیره اینجوری ترکیده!! بعد بعدانوشت! دلیل مشخص شد! هجوم خزنده ها :دی...

    ادامه مطلب
  • هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی

  • نیلوبلاگ

    میخوام یه اعترافی بکنم من موقع رفتن اصلا به بعدش فکر نکردم یعنی انقد به این رفتنه محتاج بودم که بعدش رو اصلا نمیدیدم!چه برسه به اینکه بهش فکر کنم! قبلش با خودم میگفتم یعنی میشه منم اروم بشم وقتی رفتم اونجا و اون اررامش محض بهم تزریق شد فقط نفس کشیدم اصلا یادم رفت قراره برگردم تا روزای اخر باز نگران شدم تازه یادم اومد که ای اقا! برگشتی هم هس! هی با خودم میگفتم یعنی این ارامشه میمونه برام!؟ یا وقتی برگردم باز همون اش و همون کاسه! الان نزدیک یه هفته اس که برگشتم درسته تو این یه هفته خیلی شلوغ بودم و اصلا وقت فکر کردن به خودمو نداشتم ولی میفهمم که اون ارامشه برام موند حداقل تا الان مونده درسته همون مشکلات هس درسته هنوزم باید برای زندگی جنگید ولی الان ته دلم ارومه ته دلم مطمئنم بی جوابم نمیذارن ت...

    ادامه مطلب
  • ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانا؟ که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل

  • نیلوبلاگ

    یه جوری دلم گرفته یه جوری دلم میخواد فقط گریه کنم یه جوری داغونم که تا حالا اصلا این جوری نبودم انگار اوار شدم روی زندگی اوار شدنی بدتر از اوار شدن پلاسکو... دمِ آخر وصیتی دارمای علی جان به خاطرت بسپارنیمه شبها حسینِ دلبندمبا لب تشنه می شود بیداربارِ سنگین این وصیت رااز سرِ شانه های من بردارقبل خوابیدنش عزیز دلمظرف آبی برای او بگذارگریه کردم ز غربتش دیشبتا سحر سوختم برای حسینبا همین دست ناتوان امروزپیرهن دوختم برای حسینکفنش را به زینبم دادمحرف های نگفته را گفتمچند ساعت برای دختر خودفقط از رنج کربلا گفتمگفتمش میوه ی دلم زینبکربلا باش یار و یاور اوظهر روز دهم به نیتِ منبوسه ای زن به زیر حنجر او وقت افتادنش به روی زمینچشم خود را ببند مثل خداصبر کن دختر عقیله ی منقهرمان بزرگ کرب و بلا وحید قاس...

    ادامه مطلب
  • ای آسمانِ من که سراسر ستاره ای... تا صبح میشمارمت اما ندارمت...!

  • نیلوبلاگ

    هنوزم باورم نمیشه فردا راهیم! یا اباعبدالله حسین... از غم و هجر حرم پیر شدم میدانی... عشق من گنبد سقاست مراهم دریاب... حلال کنید ان شاالله نایب الزیاره دوستان بیانی هم هستم پ ن عنوان از سعید بیابانکی...

    ادامه مطلب
  • چون میگذرد خیالی نیست...

  • نیلوبلاگ

    ترمی که با استاد س و استاد الف درس نداشته باشم! اصلا ترم نیس! دلم تنگ میشه براشون! برای اذیت کردن استاد س به خصوص!! استاد الف هم که سرور ماست منِ معدل فلان!الان با یه مشروطی هیچ فرقی ندارم! چون مدیر گروه باشعور و عزیزمون انقد قشنگ برنامه ریزی کرده که هردرسی میخوام بردارم با یه درس دیگه تداخل داره! الان فقط 15 واحد تخصصی دارم:| با این وضع تا صد سال دیگه یه لیسانس میگیرم :دی :| هه استاد الف برام عین استاد چ از دانشگاه قبلیمه خیلی اون استادمو دوست داشتم با اینکه سخت ترین درسا رو باهاش داشتم و سخت ترین امتحانا رو ازمون میگرفت.دلم برا اونم تنگ شده بیشتر از همه دلم برا فاطی بی معرفت تنگ شده متاهل شد ما رو یادش رفت ب کل خخخ مضحکه تو دانشگاه جدید یه عالمه ادم میشناسم و میشناسنم و مثلا دوستیم ولی د...

    ادامه مطلب
  • ای رفته ز دل ، راست بگو ! بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟

  • نیلوبلاگ

    درد و دل می کردیم اولین بار بود برای کسی جز فاطمه درد و دل میکردم از بس که نیس و نیستم و هوا خفه کننده بود برام دل دادم به مهر این دوتا دوست 4 سال کوچکتر... و چقد احساس غربت کردم و یادم اومد به درس اول دینی اول دبیرستان زمان ما که حرف از درد متعالی زده بود یادم اومد خیلی وقته که دیگه بین ادمای جامعه کسی درد متعالی نداره دغدغه ها و افکار من از نظرشون احمقانه بود میگفت من نه هاشمی برام مهمه نه هیچ کسی دیگه ولی برا اینکه جایی کارم راه بیفته تیپ حزب الهی زدم و چادرو کشیدم تو صورتم نشستم جلوی اون خانم فوق حزب الهی یه جمله گفتم اقامون خیلی مظلومه و ادای گریه کردن دراوردم خانومه باورش شد زد زیر گریه و کار منم راه افتاد از کی اینجوری شدیم ما؟ از کی انقد دو رو شدیم چرا انقد به جماعت منافق شبیه شدیم....

    ادامه مطلب